X
تبلیغات
بارداری

بارداری

اقدامات من برای بارداری

خوب من نمیدونستم که کسی اینجا رو میخونه اما دیروز اتفاقی اومدم و دیدم کامنت دارم. یکیشون هم همین اسفند ماه. و اما عاقبت قصه ما چی شد بعد از این همه تلاش!

بله! من الان در هفته ۲۳ حاملگی هستم.

آخرین باری که نوشتم بیشتر از یک سال پیش بوده. بعد از اون سقط ما همچنان به زندگی عادی ادامه دادیم و من فقط متفورمین خوردم و هرماه چک کردم که تخمک گذاری حتما داشته باشم ولی همه چیز بی نتیجه بود. تا اینکه بهار رفتم ایران و رفتم پیش یک دکتر که میگفتن خیلی برای نازایی خوبه و ایشون تا من رو معاینه کرد گفت موقع معاینه درد داری پس در نتیجه چسبندگی رحم داری و همچنین ممکنه اندومتریوز داشته باشی و باید لاپاروسکوپی بکنی. خوب من توی ایران که نتونستم چون مدت محدودی اونجا بودم. برگشتم و اینجا به دکترم گفتم من رو بفرست لاپاروسکوپی. اون هم من رو معاینه کرد و گفت دکتر ایرانت درست گفته و من تابستون لاپاروسکوپی کردم. گفتن مقدار کمی اندومتریوز داشتی که تاثیری در باردار شدنت نداره.
بعد از اون قرص های لتروزول که همون دکتر ایران بهم داده بود برای تخمک گذاری خوردم برای سه ماه ولی همچنان حامله نشدم. خیلی ناامید و خسته بودم. همسرم پیشنهاد داد که بیا سه دور دیگه ای یو ای کنیم و اگر نشد اقدام می کنیم برای آی وی اف. من خیلی روحیه بدی داشتم و همسرم ازم قول گرفت که در طول همه مراحل آی یو آی مثبت باشم و لبخند بزنم و اصلا ناامیدی به خودم راه ندم. من هم واقعا همین کار رو کردم. ته دلم آشوب بودها! ولی لبخند به لب داشتم و تظاهر به امیدواری می کردم. ته دلم یه روزنه امیدی هم بود البته. از شانسم پرستارهایی که به تورم خوردن اون دوره هم خیلی مثبت بودند. من ماه آبان آی یو آی کردم برای بار چهارم و همون ماه هم تست بارداریم مثبت شد و این بار عدد بتا خیلی بالا بود و در آزمایش های بعدی هم بالاتر رفت و خداروشکر مشکلی نداشتم دیگه. تا الان که در خدمت شما هستم و تازه وارد ماه شش شدم.
در مرداد ماه یا اواخر تیرماه منتظر پسرکمون هستیم.

همیشه همیشه دعا می کنم خدایا به هر کسی که بچه میخواد بده. انتظار خیلی سخته. حتی در این حد که زندگی آدم رو از هم می پاشونه.

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1392ساعت 9:29  توسط نلی  | 

از آخرین پستم خیلی گذشته و من هنوز حامله نیستم. رفتم به یه کلینیک ناباروری و اونجا یک بار آی یو آی با کلومید کردم و سه بار با گونال اف. نشد.

به دکترم گفتم میخوام یه مدت استراحت کنم. خسته شدم. فقط متفورمین میخوردم. تخمک گذاری کردم هم خودم فهمیدم و هم آزمایش خونم این رو گفت. پریودم عقب افتاد. آزمایش خون دادم با ترس و لرز. بتام ۳۵ بود. یعنی که حاملگی اتفاق افتاده بود. گفتن که این ولی خیلی پایینه باید دوباره بیای آزمایش بدی. به لکه بینی افتادم و آزمایش خون دادم و بتام شده بود ۱۵ یعنی که حاملگی رو به اتمام بود. همون شب پریود شدم و تمام. خوشحالیم دو سه روز طول کشید. به مامان و خواهرم که خبر حاملگیم رو گفتم اینقدر خوشحال شدن که از گریه هیچی نمیتونستیم بگیم. پس فرداش فقط زنگ زدم گفتم که تموم شد.

فرداش با همسرم هم دعوای بدی کردیم. هردومون عصبی هستیم.

امیدم رو از دست نمیدم. خوبی قضیه اینه که بالاخره یه تخمک واسپرمی این وسط ترکیب شدن با هم.

هنوز هم امید دارم و هنوز هم هیجان زده ام برای ماه های بعدی.... اصلا همین که فقط با متفورمین تخمک گذاری کردم کلی خوب بوده.

حال و روز خوبی ندارم. دلم خیلی گریه میخواد. تحمل دیدن حامله ها رو ندارم. و دوستم اینجا حامله است. و من از این متنفرم.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 15:51  توسط نلی  | 

روز 26

امروز صبح بیبی چک منفی نشون داد. البته که روز بیست و شش زوده. دکترم که گفته پولت رو با تست بارداری حروم نکن و روز ۳۵ برام آزمایش خون نوشته. راستی امروز دیگه اصلا لکه بینی نداشتم. کلا قطع شده. حتی ترشحاتی که مال عفونت بود رو هم دیگه ندارم :)

فقط خدا کنه سر من با یه چیزی گرم بشه این یک هفته هم زود بگذره برام که دیگه دیوونه میشم.

دوستم که نزدیک دو سال بود تلاش می کرد برام ایمیل زده و بالاخره حامله شده. درست در ماهی که به من گفته بود دیگه این ماه بی خیال شده و بعد از برگشتش از ایران میخواد دوباره تلاش کنه. براش خوشحال شدم و راستش کمی هم بهش حسودیم شد. خدایا یعنی میشه من هم حامله باشم این ماه؟

اگر من این ماه حامله باشم بچه ام ماه تولدش با خودم یکی می شه. :)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 14:52  توسط نلی  | 

روز 24

الان از مطب دکتر بهم زنگ زد و گفت خبر خوب این هست که تخمک گذاری کردی این ماه  یه جورایی خودم می دونستم. ولی باز هم خوشحال شدم از این تلفن.

من توی بدن خودم این موضوع رو فهمیدم و تا حالا نتونستم دلیل علمی براش پیدا کنم ولی وقتی سطح پروژسترون توی بدنم بالا میره دماغم خونی میشه! حالا شاید خیلی مسخره باشه و یا در اثر تلقین باشه ولی توی من که کار می کنه. یعنی همون روزی که خون توی دماغم دیدم فهمیدم پروژسترونم رفته بالا که نشون دهنده تخمک گذاری انجام شده بوده!

هی دنبال علامت بارداری در خودم می گردم روز ۲۴ برای تست بارداری زوده؟ منظورم بیبی چک هست. خیلی دلم میخواد با یکی در این باره حرف بزنم. هیچ کس نیست.

من حامله ام. می دونم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 11:39  توسط نلی  | 

روز 24

امروز روز ۲۴ پریودمه. اینقدر استرس دارم که حد نداره. از روز بیستم اینقدر سوزش و خارشم شدید بود که قرص واژینال گرفتم و استفاده کردم. خیلی بهتر شدم ولی هنوز خوب خوب نشدم. روز بیست و دوم و بیست و سوم لکه بینی داشتم. قهوه ای نبود. قرمز بود بیشتر. یک بارش که ترشح سفید بود و یک رگه قرمزی توش بود. خیلی امیدوارم که لک لانه گزینی بوده باشه. استرسم از اینه که نکنه این لکه بینی برای عفونتی باشه که گرفتم.

روز بیست و یکم هم که جمعه بود رفتم آزمایش پروژسترون دادم. امروز منتظرم دکترم زنگ بزنه و نتیجه رو بگه. خیلی امیدوارم. خدایا یعنی میشه من حامله باشم.. آره حتما میشه. دلم خیلی روشنه. زیر دلم امروز درد می کنه از صبح.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 10:15  توسط نلی  | 

امروز روز بیستم پریوده. از پریشب مشکل خارش پیدا کردم شدید. ترشح غیر عادی زیاد ندارم ولی سوزش و خارش هست. به قرص هایی هست به نام کانستن که یک دونه فقط می خوری و عفونت رو برطرف می کنه البته من تا حالا نگرفتم ولی شنیدم که خوبه. الان خوندم که اون هم اگر تلاش برای بارداری می کنی نباید بخوری و پماد واژینالش اشکالی نداره. به هر حال من دست نگه می دارم تا فردا که آزمایش خونم را دادم بعد اگر خواستم کار می کنم.

یه مشکل خیلی بزرگی که دارم خشکی واژن هست. من خودم هراز گاهی این مشکل رو داشتم قبلا. فکر می کنم کلومیفن هم این مساله رو تشدید کرده. لوبریکانتی هم که مطمئن باشیم بدون ضرر هست نداشتیم و همین باعث شد که من خیلی اذیت شدم. باید بزودی یه لوبریکانت بگیریم. به همسرم گفتم من اینجوری نمیتونم ادامه بدم.

می دونم که استرس مانعی برای بارداری هست ولی نمیتونم استرس نداشته باشم. رابطه جنسی برای من این روزها لذتی نداره و فقط به فکر تموم شدنش هستم و اینکه مدت زیادی پاهام رو بالا نگه دارم تا شانس حاملگی بره بالا. خیلی فاجعه است نه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 14:15  توسط نلی  | 

برای من که در حال تلاش برای بارداری هستم زمان خیلی دیر میگذره. هر روز در انتظار دیدن نشانه ای از بارداری و جستجو برای یافتن افرادی شبیه خودم و خوندن جریان باردار شدنشون میگذره. امروز روز بیستم از چرخه ماهانه من هست. شرح حالم رو باید بنویسم تا بدونین که شرایط بدنی من نرمال نیست. یعنی اصلا نرمال نیست.

از زمانی که اولین پریودم رو داشتم مشکل عدم پریود و یا بی نظمی اون همیشه باهام بود و برام تشخیص تخمدان پلی کیستیک یا همون PCOS داده شده بود. حتی قبل از اینکه رابطه جنسی داشته باشم هم قرص های ضدبارداری مصرف می کردم برای منظم بودن پریود. بعد از ازدواج هم بچه نمیخواستیم. الان که هفت سال از ازدواج میگذره هر دو بچه می خواهیم. فروردین ماه بود که تصمیم گرفتیم شروع کنیم برای بچه دار شدن. و من با وجود اینکه می دونستم بدن هورمونهاش تنظیم نیست شروع کردم به اندازه گیری دمای بدنم و استفاده از کیت های تخمک گذاری ولی دریغ از یک ذره بالا رفتن دمای بدن و یا یک نوار مثبت تست تخمک گذاری. فهمیدم که تخمک گذاری ندارم. می دونستم که تلاشهامون بی فایده  است. اون همه بالا گرفتن پاها بعد از سکس و اینها همه بیهوده بود. به دکترم گفتم و آزمایش خون و سونوگرافی انجام دادم ولی بهم گفت که همه چیز نرماله و مشکلی نداری. برو یک سال تلاش کن اگر نشد بیا.

رفتم ایران پیش چندتا متخصص و اونها هم بهم گفتن که تخمک گذاری نداری.

این ماه برای اولین بار قرص کلومیفن رو شروع کردم. از روز سوم تا هفتم پریود روزی یک عدد. روز ۱۲ و ۱۳ تست تخمک گذاریم مثبت شد. نزدیکی به مقدار کافی داشتم. فردا که روز بیست و یکم هست قراره برم برای آزمایش خون که ببینم آیا این ماه تخمک گذاری داشتم یا نه. خیلی این ماه امیدوارم.

خوندم که کلومیفن برای خیلی ها که اصلا تخمک گذاری ندارن و مشکل تخمدان پلی کیستیک دارند ماه اول جواب داده. امیدوارم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 14:2  توسط نلی  |